| |
| چهارشنبه 31 اردیبهشت ماه سال 1382 |
| و عشق درد مشترک میان ماست با همه |
----------------------------------------- « دوست من من ایرانیم ، در همین سرزمین و زیر همین آسمان آبی زندگی میکنم . مردم و کشورم را دوست دارم ، اما ... اما تو را نمیشناسم ، میدانم که آسمان خانه تو هم آبیست . اما نمیدانم که زمین زیر پایت چه رنگی دارد ، سبز است مثل جنگلها؟ ، به رنگ خاک کویر؟ یا آبی دریا؟ ، نمیدانم که از صبح تا شامت را چگونه میگذرانی . خانهات را ندیدهام ، حرفهایت را نشنیدهام و آرزوهایت را نمیشناسم . میدانم که تو هم مرا نمیشناسی و میدانم که تو هم کنجکاوی تا با من و خانه من و آرزوهایم آشنا شوی . پس برایم بنویس ، از هرچه داری ، هرکاری که میکنی و از آرزوهایت . بنویس تا قلبهایمان را به هم نزدیکتر حس کنیم ، تا نوشتههای یکدیگر را بخوانیم و اگر روزی همدیگر را دیدیم یا ندیدیم با هم بیگانه نباشیم . » |
|