ابر خاکستری بیِ باران
  
 
 
اردیبهشت 1383
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31
 
آرشیو
 
چهارشنبه 26 آذر ماه سال 1382

وقتی به اینهمه دلتنگی و فاصله که روی دستم مانده نگاه می‎کنم دلتنگیم افزونتر می‎شود و فاصله اِنگار دورتر !
وقتی به روزهای خوش گذشته فکر می‎کنم اِنگار که خوابِشان دیده باشم در خاطرات آن روزها غرق می‎شوم آنقدر که حتی نفس نمی‎کشم ، اِنگار که میمیرم و دوباره پا می‎گیرم !
فاصله بین دو رسیدن ، بین دو باهم بودن ، فاصله بین دو زندگی ، مثل بودن در برزخ !
مثل لحظات بغض‎آلود ، دندان به‎هم فشردن تا اشکی نریختن !
مثل ایستادن لب پرتگاه ، تِلوتِلو خوردن تا نیفتادن !
مثل دور بودن ، دندان بر جگر گذاشتن تا رسیدن ... سرانجام روزی رسیدن ... 
مثل زمزمه‎های شبانه ، آرام ماندن تا فریادی برنیاوردن !
مثل وقتهای دیدار ، کوتاه بودن تا روزی دوباره تکرار شدن !
مثل من ... مثل تو ... مثل ما ، صبور بودن تـــــــــــــا یکی شدن ...


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 38298


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها